روزی از روزان حق یا که شبی جمع گشتیم عده ای در مکتبی عده ای از مرد و زن از هرکجا عده ای چابک،نکو،خوش مشربی هشت و ده بودند هفتاد هم آمد زدشت ناممان شد مکتب هشتاد و هشت جملگی مان یک به یک فرزانه ایم در طریق علم چون افسانه ایم هر دو ساعت یک مقاله می دهیم شمع هر استاد را پروانه ایم هفته ای در لندن و ماهی به رشت ناممان شد مکتب هشتاد و هشت چون که من اول نفر در این رهم نام خود را برگروهم می نهم گر کسی از من بخواهد صفحه ای از مهالات است گر قرضش دهم (ای پدرجان! این
برچسب:
نویسنده: ساحل صفری
تاريخ: چهارشنبه
30 آذر
1401 ساعت: 18:45